شعر پاییز
وقتی خزان می رسد
ناله های حزین سازیی آشنا
با کشش یکنواخت
قلب مرا می نوردد ...
نمی خواهم گذر زمان را باور کنم
یک مرتبه صدای زنگ ساعت ،
مرا به خود می آورد !
حس می کنم زمان خیال ایستادن دارد
خودم را آهسته به باد می سپارم
نسیم بداندیش
مرا چون برگی پژمرده با خود می برد ...
من در رنگ باخته خود ،
و رودخانه ی نزدیکمان غرق می شوم
محمد علی رستمی
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۷/۲۸ ساعت توسط
|
محمد علی رستمی ( وصال )