|
وصــــــــــــا ل .... اشعار رســـــتمی
|
||
|
......................................................................................... |
ندید بغض نگاهم
دلی که با من بود
فروخت آئینه ها را
فقط به خاطر سود
فروخت حال و گذشته
هر آنچه بود و نبود
دل ِ شکسته فروشی
بدان همین فردا
کسی که نقد ترا
نسیه می برد امروز
برای بعد تو یک دم
دلش نخواهد سوخت !
تیر ماه ۱۳۸۸ - وصال
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
... به دلیل این که زمستان ســـختی در حال تمام شـــدن بود خوشــــــحال بودم
بارش برف سنگین در طول زمســـتان باعث شــــــــــده بود کمتر به شهر بیایم و
جمعه ها را نیز در روســـتا بمانم روســــتای « حلمسی » یکی از روستاهای
زیبای شهرســـــــتان میانه ( آذربایجان شرقی ) است که دردامنه ی رشتــه کوه
« بوز غوش » واقع شده است ...
به خاطر آب شدن تدریجی بـــرف ها تقریبا از تمامی دره های مشـــرف به روستا
نهرهای آب روان جاری شده بودند . پنجشنبه آخر هفته بود .در حیاط مدرســــــه
از بچه ها پرسیدم : آیا می توانم فردا به قله ی بوزغوش صعود کنم ؟
از بین آن همه دانش آموز فقط اصلان بود که گفت : آقا اگر قــــبول می کنی منم
باهات بیام .
فردای آن روز اصلان در محل وعده گاه حاضر بود .
در دامنــه ی کوه صـــدای شر شر آب و منظره ی قامت بلــند درختان با تشعشع
آفتاب از پشت کوه ها ، فضای دلنشینی را به وجود آورده بود ....
محمد علی رستمی ، فرهنگی بازنشسته میانه ای است که سال ها آمــوزگاری
و مدیریت در روســــــــتا ها را و مسئولیت های گوناگون آموزشی را در کارنامه ی
خود دارد او دبیر « نخستین همـــایش ملی ارزش یابی کارکنان آموزش و پرورش »
در شهر میانه بود و همچنین چند سمینار کشوری از جمله « آشنائی با مدیریت
مشارکتی » به ابتکار او برگزار شده است از قرار از دیر باز در این فکر بوده است
که تجربه ها و خاطرات خود از معلمی و شهرش را در قالب الفاظی نغز و تعــــالی
بخش به کار گیرد به همین حهت کتاب تا آسمان ! تا خدا را به نثر و نظم و دو زبان
فارسی و ترکی و با هزینه ی شخصی به چاپ رســــانده تا به نوعی حق مـطلب
ادا شود .
نقل از مجله ی شماره ۸ ( اردی بهشت ۸۸ ) رشد آموزش ابتدائی - صفحه ۴۸
------------------------------------------------------------------------------------
سخنی با دوستان:
ضمن تشکر از دست اندر کاران مجله رشـد که نسبت به معرفی این کتاب اقدام
نموده اند و تشکر از خریـــــداران ایـن کتاب از نمایشــــگاه بین المللی و ســـایر
شهر ها که با عث شدند در مدت زمان اندک تعداد کثیری از ایــن کتاب به فـروش
برسد خوشحالم به اطلاع برسانم که در آینده ی نزدیک شاهد چاپ دومین کتابم
بنام خیال محال خواهیم بود ...
مطالب این پست :
۱- معرفی کتاب : اینها را فقط به خاطر شما چاپ می کنم
مجموعه غزل های ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۰ سید مهدی موسوی
این کتاب در بر گیرنده ۵۰ مـورد از غزل های سید مهدی موســـــوی می باشد
که در سال ۱۳۸۴ توسط انتشارات ســـخن گستر به چاپ رسیده است .
با توجه به روند رو به رشد غزل پست مدرن که این روزها از طرف سید مهدی
موسوی و دیگران ارائه می شود انتـظار بود این مجمــــــوعه متمایز از اشعار
امروزیشاعر باشد ولیاحساس خاص و ترکیبـــــــــات جذاب همراه با هارمونی
مدرنیته اثر با پارادکس های دلنشینفضا و مضامین قابل قبولی ارائه می دهد
که با روانی و سادگی کلام خواننده را عمیقا تحت تاثیر دنـــــیای شاعرانگی
شاعر قرار می دهد ...
نکته بارز دیگر طرح فانتزی روی جلد کتاب می باشد که در نوع خود از جذابیت
ویژه ای بر خوردار است ....
این کتاب با شمارگان ۱۰۰۰جلد و در قطع رقعی به چاپ رسیده است .
۲ - شعر ی از خودم :
نمی دانم با افزایش شک ...
رشک می بریم
به آنچه تو داری
و " ما " نداریم !
آیا روزی در می یابیم
چرا کلاغ قشنگ نیست !
گناه کرکس نابخشودنیست !
و صدای بلبل شنیدنیست !
.........
ولی با کاهش رشک
با رسیدن به شک
بی شک روزی در خواهیم یافت !
چرا " چنین " (چنان) نشد
عمر اندک اینچنین
بی همگان بسر شده !
و ... بی دلیل نیست ...
(( بی تو بسر نمی شود ))
۳ - معرفی بهرام سارنگ ( خواننده )
او در سیزدهم مهر سال ۱۳۳۰ در شهرســــــــتان میانه متولد شد.
کشش درونی به موسیقی از کودکی سرانجام او را به آواز خوانی
رهنمون شد
بیش از ۱۰ سال نداشت که آواز ها و ترانه های پخـــش شده از
رادیو را زمزمه و تکرار می کرد.
در سال ۱۳۵۰ برای ادامه ی تحصیل از میانه به تهران عزیمت نمود
و همزمان با تحصیل در کلاسهای شبانه ی هنرســــتان موسیـقی
ردیف های آواز را از استادمحمود کریمی فرا گرفت .
از سال ۱۳۶۷ همکاری خود را با انجــــمن موسیقی ایران و واحد
موسیقی صدا و سیما و گرههای موســیقی آغاز کرد و هم اکنون
کنسرت های موسیقی فراوانی از ایشان در داخل و خارج کشور
برگزار می شود.
۱ - شعری از خودم
۲ - معرفی کتاب تقویم های تشنه از دکتر داود بیات
راه دل
سوت قـــطاری مرا ، ای مـَلـک عا دلم
کی سفری می شوم ، عشق رهت بردلم
می شکفم در رهت تا برسم بر درت
نور عیان دیـده ام تا به ره منـــزلم
نقد توئی یار من ، نسیه ی بازار من!
چون که به بازار تو مانده چکی باطلم
تشنـــه اگر می روم آبــــی از آن میوه ام
از لـــــــب باغ انار بوسـه شده حاصـــلم
عالـــم دل زنده شد گـریه ی دل خنده شد
موزه در آینده شد چهره نمـودی گـُــــلم
تـــــازه شده راه دل دیده شده چـــــاه دل
خوار شده خــار دل چاره ی هر مشکــلم
بانک قمــــار م برفت مست و خمارت شدم
کشــته ی عشقت نما تا بشــــوی قاتلـــم
در ره سبز وصــــال راه تو پیمودنیست
ایست ندارد رهــت گر نروم غافلـــــــم
بهمن 87 - وصــــال
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نام کتاب : تقویم های تشنه
مولف : دکتر داود بیات
ناشر: انتشارات 128 تیراژ :3000 نسخه
ویراستار : جناب آقای ناصر صارمی
تعداد صفحات 103
عزیزانی که مایل به دریافت این مجموعه هستند با شماره :
09355350963 (جناب آقای قنبری )تماس برقرار بفرمایند
به اختصار عرض کنم که این مجموعه شعر در بر گیرنده اشعار کلاسیک آقای دکتر بیات از سال های 71 تا 86 هست (البته گزیده ای از این سال هاست ).
در این کتاب ۳۶ مورد از اشعار آقای دکتر بیات ارائه شده که در زمینه های مختلف ادبی نگاهی تازه داردبه موضوعات ادبی و اجتماعی فرهنگ اصیل و پویای کشور عزیزمان .

داغلارا باخیرام قلبیم تیتره ییر
محبت یایماغی کونلوم ایسته ییر
داغلارین باشیندا اوچماق گورسه نیر
قول قاناد ئولسه ده پرواز ئولمه ییر
وصال
ترجمه ی و نگرشی آزاد به قسمتی از شعر خودم:
وقتی به کوه ها می نگرم انگاری قلبم می خواهد از جا کنده
شود و پرواز را تجربه کند !
آنجاست که دلم می خواهد محبت را در همه جا بگسترانم
و سفره ای به وسعت دشتهای بی انــــــــتها باز کنم ......
من در بلندای کوهستان پــــرواز را به چشم خود دیده ام !
... و بر این یقین دارم که " بال و پر اگر هــــــم بمیرد پرواز
هرگز نخواهد مرد !